0
 
کُن توپ / شیرجه محلی
تاریخ انتشار : 19 آذر 1393 ساعت 20:50:29 | تعداد بازدید: 814
صمد(یعقوب)کامجو: یاد آن روزها به خیر،تابستان که می شد چهل پسینی وبعد «برق وغرشت» رعد وبرق و باران و وبلافاصله پشت سر آن بیخ ( رودخانه ی )کله کله می آمد.خداوند می دانست که مردم لارستان سدسلمان ندارند به همان خاطر چقدر در طول تابستان باران ورودخانه می آمد .
 
تنها سرگرمی بچه ها شنا کردن در برکه ها و «رمزه های» صحرا بود . گاهی وقت ها برای کودکان در کنار «پل محمد علی» یا جایی از رودخانه که عمق داشت با آن آب گل آلود  تفریح می کردیم . به آب تابستان «آواَمِنَه »می گفتند وقدیمی ها توصیه می کردند که برای ریزه گرمایی مفید است .
صحراه های میر زینلی ،سیدنی ،چلاغو،پیر پَهنِنوو بُگال وکل فرجی و…با آن رمزه ها ی پرازآبش علاوه بر مردها یادم است که زن های میان سال هم بالباس در رمزه ی دیگر شنا می کردند .برکه ها که جای خود داشت برکه هایی که به عنوان ذخیره آب مردم بود جوان ها کاملا رعایت می کردند . فقط از برکه هایی که آب آن قابل شرب نبود به عنوان تفریح وشنا استفاده می شد . برکه هایی مانند برکه گوزنو پشت حوزه علمیه فعلی – برکه ی کنار مسجد جمعه – برکه ساروجی در کنار جاده پرواز – برکه ی بگال در محله پا قلعه – برکه حاج علی اکبری در محله گاله – برکه میر زینلی پشت باسکول – برکه قبله ی دعا  – برکه کنار جاده لطیفی لارستان –  برکه فتح علی خانی در محله نو وبرکه شهرجدید ۱۲ متری مسجد نبی که بسیار بزرگ بود و برکه های دیگر … و هر برکه هایی که در صحرا یا در داخل شهر تروپیده بود ( خراب شده بود ) تعدادی از بچه های قد ونیم قد شنا و کن توپ می زدند . اکثریت جوانان وکودکان دونوع شنا انجام می دادند شنای قورباغه و شنای گاوی . بعضی از خانواده ها هم با فرزندانشان با بستن بند یا «اسپکو فسیل» ( نخل ) به دور شکم وکمر بچه ها آموزش شنا می دیدند وبعضی هم «چشملکو »در برکه انجام میدادند.دیگر خبری از «دَدَملکو» نبود جوان ها عشق آنها کُن توپ بود به خصوص برکه های بو دار وگرد وبرکه های که دارای سوراخ بالای برکه که به آن چشمک می گفتند  واز آنجا می پریدند.این عمل بارها وبارها انجام میدادند هنگام پرش رعایت نکات ایمنی برای کسی که بعدا می خواست پرش بکند الزامی بود تاروی سر دیگری نپردهر چند هنر نمایی خود را نمی دیدند ولی بقیه دوستانشان قضاوت می کردند که چه کسی کن توپ بهتری می زند . ملاک برا ی کن توپ بهتر، یکی زیبا پریدن و همزمان دست وبغل وپا بستن – صدای آن وآبی که به صورت فواره به بالا می آمد.البته کسانی که چاق تر بودند طبیعتا بهتر کن توپ می گرفتند.چه لذتی داشت نگاه کردن کن توپ …. کن توپ هم به چند دسته تقسیم می شد ۱- کن توپ :دست وبغل و پا بسته فرد به صورت گرد با باسن به روی آب  می آمد .۲- کن توپ پا باز :این کن توپ صدای مهیبی داشت ۳- کن توپ دسته چاه غنی :یک دست خود کنار گوشش قرار می دادبقیه مراحل فرق نمی کرد  ۴- کن توپ دسته …. : که دو دست خود را بر روی ….ها خود قرارمی داد  ۵-کن توپ دسته گوشی :که هر دو دست در کنار گوش قرار می گرفت.کن توپ یا به اصطلاح دیگر  شیرجه محلی بیشتر لارستانی ها از آن استفاده می کنند در بعضی از شهرها با اسم دیگری معروف است مثلا درگراش معروف به«حاجی پنگی» است  شیرازیها به آن «بمبی » می گویند،ولی خیلی کم از آن استفاده می کنند . حقیر یاد دارم که زمانی در استخر تهران  ورزشگاه شیرودی ( امجدیه سابق ) که در آنجا مشغول تحصیل در تربیت معلم بودم این عمل از بالای دایو بزرگی که داشت انجام دادم .استاد  شنایمان  به من گفت این نوع شیرجه زدن به آن شیرجه «فرانسوی» می گویند  در جواب به آن گفتیم در منطقه ما به آن کن توپ گفته می شود.

کد مطلب: 9934
 
کد امنیتی:   
 [0 نظر]