0
 
اَووه بای اَنوه / حکایت بی بی بانو
تاریخ انتشار : 23 آذر 1393 ساعت 19:28:38 | تعداد بازدید: 573
صمد(یعقوب) کامجو: بی بی بانو تو مطلب ماده / از راه دور اُندسم تو مطلب ماده 
بی بی بانو تو مطلب ماده / از راه دور اُندسم تو مطلب ماده//
مردم لارستان ومنطقه جنوب لازم می دانستندبعد از سپری کردن تابستان گرم وسوزان ،خودرا برای یک فصل همراه با سرمای شدیدوخشک وسپس بهار سرسبزش آماده کنند .
 
افسانه از اینجا شروع می شد که در بین کوهای سر به فلک کشیده لارستان بزرگ وکهن قسمتی از کوه شکاف پیدا کرده و فردی به نام بی بی بانو در آن جا ناپدید گشته است .می گفتند موهای بی بی بانو در بین سنگ ها نمایان است!به طرف دره که می رفتی درختان کُنار با انواع لَکُ وپَک که به آن بسته بودند نشانه ی این بود که از او مطلب ( حاجت ) می خواستند . بعد از افسانه  پنهان شدن ودعا کردن  بی بی ،  خداوند چشمه ای جوشان از آب گرم  گوگردی  برای تفریح  وعلاج درمان های پوستی وجسمی پدید می آورد .این مکان  تقریبا در ۷۵ کیلومتری از مرکز ایالت لارستان کهن قرار دارد  .( هم اکنون جز بستک می باشد ) این چشمه نامی داردبه اصطلاح لاری هابه نام اُووه بای اَنوه ( فاریاب )(پارو)معروف است .ماشین وانَیت کار مینی بوس واتوبوس این زمان به عهده داشت .دور محله می چرخید وجار(صدا)می زدند مسافران آووه با سوار شوند . ماشینی بود بدون صندلی فرشی درون آن پهن می کردند بی بی ها وبباجی ها برای رفتن اولیت داشتندچون محتاج تر بودند . بچه ها هم از طریق گریه وقهر وجر ودعوامجبور می شدندکه همراه خود ببرند .جاده خاکی بودوانیت به گردنه ی پاسخند که نزدیک میشد جاوشی وصلوات نشان دهنده ی این بود که خطر ،مسافران را تهدید میکندوراننده باید بیشترحواسش جمع کند که خدای نکرده اتفاقی نیافتد.
 
اولین روستا بعد از گردنه ،فاریاب نام داشت.از داخل روستا به سمت آووه با  حرکت می کردیم.جزول(جوی)پرازآب وبوی گوگرد نشانه این داشت که به چشمه نزدیک می شویم . فسیل های بلند شاه غنی سایه گاه مردم بود . سریع بساط چادر بر پا می شد . بعد از اتراق کردن،پیرمردها وپیر زن ها آماده برای رفتن به کُل (حوض) می شدند.کُل مردانه وزنانه با یک دیوار بلند مجزا ازهم بود کاسه حنا نیزهمراه داشتند .
 
داخل آب که می رفتندآب گرم لذتی داشت غیر قابل وصف ، حنا به سر ودست وپا می کشیدند و مدتی کِنار کُل می نشستند و انار نوش جان می کردند . آخر شبی زنها از کُل مردها استفاده می  کردند. دلیش این بود آب پاکیزه تری داشت و مسیر آب در زمان قدیم از طرف کُل مردانه به کُلِ زنانه بود .یاد مرحومین حاجی مامَه وحاجی رجب به خیر باد  آنها با دارَه زدن  وخواندن  آواز های محلی  ودَنگ ( نمایش ) در آوردن  مردم را  شاد می کردند .
سوخاتی که از آووه با می آوردند خرمایی بود که داخل کُوسَرَه (جای خرما که با پِِش فسیل درست می شد) قرارداشت . هم اکنون  با همت مردم این مکان دارای برق و آب ، مغازه ، سرویس بهداشتی ، اتاق های متعدد ، ووسایل تفریحی وبازی و بسیار پاکیزه تر از اول شده است .

کد مطلب: 9984
 
کد امنیتی:   
 [0 نظر]